ساوه سلام - پایگاه خبری رسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

نهرهای شایسته سالاری را باز کنیدچند دهه حرف کافیست

رودهای شایسته سالاری سیلابی است. ورود آب های روان چند دهه ای از سرزمین ایرانیان زرندیه تا بلندی های سرافراز خرقان و تا انتهای ستق و هندس به سد شایسته سالاری الغدیر فرهیختگان سرریز شده و باید مراقبت کنیم نشکند که شکستنش صلاح نیست . تامل انگیزه اش، با حرف زدن بدون عمل جدی و فراگیر به سر آمده که چرا هزار منصب انتصابی و انتخابی من درآوری انتصابی دردشت استان مرکزی است که به اندازه انگشتان یکی-دو دست شایستگان ما در آن نقشی ندارند و به اندازه انگشتان دو دست را هم قطع کردند و در پی یکی دوانگشت الباقی اند که قطعا با خواب آلودگی ما ادامه می دهند . سخن نویسنده متن فراتر از فکر کوتوله های ساده اندیشی است که قدرت درک کانالیزه کردن خروجی سرزمین شایسته سالاران بسمت حق اشان در انتصابات فراگیر را ندارند و غرق در باتلاق خود ساخته خودند که بومی گرایی مدرن است ولی برای ما حرام . تفکر سخن ما این نیست که فقط ما شایسته ایم ولی بدون شک همه شایستگان دیگران نیستند. وقتی بزرگان یک شهر حرفی را به مسوولی می گویند (در حالیکه کاملا مستدل است ) و او بنابرصلاحدید شخصی اش با توسل بخود باخته ها انجام نمی دهد نتیجه این بی توجهی بازی بی اهمیت شمردن نظر بزرگان ماست که البته نشان از ناشایستگی گوینده است و قطعا نتیجه اش واگرایی است و مسوولیت برعهده مسوول است .( مکرر کنیم که مسائل دی ماه را همانطور که قبلا گفتیم ونشنیدند و امروز هم می گوییم نشنوید سد الغدیر بی توجهی و بازی بی احترامی به نظر بزرگان ما شکستن حرمتش برعهده شما بی توجه هاست ) با هر استدلالی فاصله رشد مرکزنشینان بدلیل آنکه بودجه های ملی و استانی در اختیار بی عدالتی بوده از دیگر نقاط بارز است و باید این فاصله سنجیده و هر چه سریعتر جبران شود . هر کس بگوید انتصابات برای مردم ما مهیا نیست بدون شک کوته فکر است و ما برای این روند تسریعی راهکار داریم .

نهرهای شایسته سالاری را باز کنیدچند دهه حرف کافیست . رودهای شایسته سالاری سیلابی است. ورود آب های روان چند دهه ای از سرزمین ایرانیان زرندیه تا بلندی های سرافراز خرقان و تا انتهای ستق و هندس به سد شایسته سالاری الغدیر فرهیختگان سرریز شده و باید مراقبت کنیم نشکند که شکستنش صلاح نیست . تامل انگیزه اش، با حرف زدن بدون عمل جدی و فراگیر به سر آمده که چرا هزار منصب انتصابی و انتخابی من درآوری انتصابی دردشت استان مرکزی است که به اندازه انگشتان یکی-دو دست شایستگان ما در آن نقشی ندارند و به اندازه انگشتان دو دست را هم قطع کردند و در پی یکی دوانگشت الباقی اند که قطعا با خواب آلودگی ما ادامه می دهند . سخن نویسنده متن فراتر از فکر کوتوله های ساده اندیشی است که قدرت درک کانالیزه کردن خروجی سرزمین شایسته سالاران بسمت حق اشان در انتصابات فراگیر را ندارند و غرق در باتلاق خود ساخته خودند که بومی گرایی مدرن است ولی برای ما حرام . تفکر سخن ما این نیست که فقط ما شایسته ایم ولی بدون شک همه شایستگان دیگران نیستند. وقتی بزرگان یک شهر حرفی را به مسوولی می گویند (در حالیکه کاملا مستدل است ) و او بنابرصلاحدید شخصی اش با توسل بخود باخته ها انجام نمی دهد نتیجه این بی توجهی بازی بی اهمیت شمردن نظر بزرگان ماست که البته نشان از ناشایستگی گوینده است و قطعا نتیجه اش واگرایی است و مسوولیت برعهده مسوول است .( مکرر کنیم که مسائل دی ماه را همانطور که قبلا گفتیم ونشنیدند و امروز هم می گوییم نشنوید سد الغدیر بی توجهی و بازی بی احترامی به نظر بزرگان ما شکستن حرمتش برعهده شما بی توجه هاست ) با هر استدلالی فاصله رشد مرکزنشینان بدلیل آنکه بودجه های ملی و استانی در اختیار بی عدالتی بوده از دیگر نقاط بارز است و باید این فاصله سنجیده و هر چه سریعتر جبران شود . هر کس بگوید انتصابات برای مردم ما مهیا نیست بدون شک کوته فکر است و ما برای این روند تسریعی راهکار داریم . محمدرضا علیزاده مدیرمسوول نشریه خورشید ساوه

بازگشت به صفحه اصلی