ساوه سلام - پایگاه خبری رسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

مصاحبه حجت الاسلام حاج شیخ سعید آگاه ... آبان 1395

ما اگر مردمی دارای استقلال فکری نداشته باشیم جمهوری اسلامی نخواهیم داشت وشاید در مسوولین باشد و شایدخوشبینانه بگوییم غفلت باشددر خیلی از مسوولیت ها آزادی لازم را نداریم و به جمهوری اسلامی مدنظر قانون اساسی نمی رسیم

شاکرحضرت باری تعالی هستیم ....که خدمت با هم بودن را ارزانی داشت تا از هم نماینم و با تشکر از حضور جنابعالی دراین مصاحبه مفتخریم نشریه ای هستیم که در راستای رکن مردم سالاری ودموکراسی در نظام جمهوری اسلامی حرکت ما با شفاف سازی ابهامات اذهان عمومی بیشترین ممارست را دارد ودردفترنشریه در خدمت حجت الاسلام حاج شیخ سعید آگاه هستیم. ... شما بعنوان یک فعال سیاسی پر نفوذ در سطح استان و ومخصوصادر شهرستان اکثر جوانان نمیدانند شما سوابق جبهه داشته ایدوشاید من یادم باشد هیات ما (انصار علوی) اربعین ها منزل پدر شما می آمدیم و ناهارآبگوشت هم بود جوانان فکر می کنندشما یک فعال سیاسی در تهران هستید وگاه بیگاهی به ساوه می آیید ؟ - بنام خدا... تشکر می کنم از جناب آقای علیزاده که این فرصت بمن داده شدکه در دوهفته نامه خورشید ساوه خدمت همشهریان عزیزباشیم و همین که لایق دانستید بنده ممنون هستم امیدواریم این صحبت ها بتواند در جهت آشنایی ما با همشهریان وآنچه که فرمودید دررابطه باقشر جوان که خود من هم علاقه مند هستم آشنا شویم اما من بزرگ شده تهران واز پدر و مادری ساوجی بدنیا آمدم ولی علاقه مندساوه هستم و تا یادم می آید این علاقه ام به ساوه بود. شروع فعالیت فرهنگی – اجتماعی – سیاسی به انقلاب برمی گرددآن ایام من تهران بودم و بعد از پیروزی انقلاب با شروع جنگ تحمیلی که شانزده ساله بودم و هنوز درسم به پایان نرسیده بودکه در همان ایام این توفیق را داشتم در اوایل سال شصت قبل از شهادت دکتر چمران دو ماهی رادر جنگ های نامنظم شهید چمران خدمت این بزرگوار باشیم و انصافا آن دو ماه از زندگی که خیلی عمق آشنایی ها را نمی توانستیم درک کنیم ولی واقعا لذت بردیم در سوسنگرد و مالکیه و دهلاویه که محل شهادت شهید چمران هست بودیم و بعد از بازگشت از جنگ های نامنظم که خودش آنهم حادثه جالبی بودکه پدرم دنبال ما آمده بود و به شهید چمران رسیده بود که دکتر چمران گویا گفته بودند اگاه کی هست که پدرشون آمده دنبالش و دنبال من می گشتند که پیدام کنند چون بار اول را بدون اجازه به این سفر رفته بودیم ولی بعد از بازگشت از طریق سپاه ساوه که جناب آقایان نبوتی وجراحی که در آن زمان مسوولین سپاه ساوه بودند بصورت رسمی به جبهه رفتیم که گروهی از بچه های ساوه بودند که خیلی ها به شهادت رسیدند و سپس سال شصت بود که با یک گروه به اصفهان رفتیم وآموزش دیدیم وقبل از آنکه خرمشهر آزاد شودکه خونین شهر می گفتند به آنجا اعزام شدیم و در خدمت دوستان ساوجی و زرندیه امان بودیم برای اولین بار در خرمشهر مجروح شدم که مجروحیت سختی بودکه از ناحیه دست و پهلوآسیب دیدم که برگشتیم به تهران که این شروع حضورم در جبهه هابود که بعد ازآن ضمن اعزام ها متعدد زمینه های حضورم در حوزه فراهم شده بود که از سال شصت بهمراه شهید حمید رضا اگاه پسر عمویم میسر شد که تا زمان شهادت با هم بودیم و بعد از بهبودی در عملیات بیت المقدس بادست گچ گرفته کنار دوستان امان حضور داشتیم و خیلی از دوستان در عملیات بیت المقدس بشهادت رسیدند شهید بیضا ؛اقبال و در عملیات رمضان هم حضور پیدا کردم ویادشهید ندیری و ازحاج محمد آقای بهمنی که حضور دارند و سردار میرجانی که من هم در خدمت عزیزان بیشتر اوقات در اطلاعات عملیات لشکر بودم و یادی کنیم از شهید زین الدین فرمانده سر افرازلشکر علی ابن ابیطالب (ع) و شاید بالغ بر ده عملیات را حضور داشتم وبااین افتخارات امروز وجدانمان راحت است که در مقابل حمله دشمن توانستیم از نظام و کشوراسلامی امان دفاع کنیم واگر نبود آن دفاع آنروز امروز نمیتوانستیم در قله افتخار قراربگیریم وآخرین عملیات مرصاد بودکه حضور داشتم ودر این دوران توفیق؛ بارهامجروح شدم و مجروحیت ها مانع ادامه حضور نشدوهیچ زمانی توجیه این نبود که راهی که انتخاب کردیم را ادامه ندهیم و در سال 65که با پسر عمویم حمید رضا آگاه از از عملیات برون مرزی برمی گشتیم وقرار عملیات در قلل مله خور بود که بین راه عملیات لو رفت که سریعا به خوزستان وجندی شاپور رفتیم وبه عملیت کربلای چهار رسیدیم که من مجروح شدم وپسر عموی من حمیدرضا شهید شد. وازهیات انصار علوی که یادی کردیدکه از هیات های قدیمی هست که نیروهای حزب اللهی که در دفاع مقدس حضور پر رنگی که باعث دلگرمی من بود وهنوز هم هر وقت ساوه باشم به مسجد مقدس زاده می روم تا یاد آن خاطرات از یادمان نرود. - اولین باری که شما به عنوان کاندیدمجلس شرکت داشتیدشاید جزء جوان ترین کاندیداها بودیدچه انگیزه ای داشتید در حالی که امکان موفقیت شما کم بود ؟ جنگ که تمام شدبیشتربه حوزه پرداختم ودر ایام دبیرستان با توجه به تاکید پدر با معدل هفده قبول شدم و این نمره معدل مجوز حضورم در جبهه شدوبعد از پایان جنگ با تغییر رشته دیپلم انسانی و در رشته جامعه شناسی در داانشگاه شهید بهشتی در سال هفتادو یک دانشجو شدم و در حوزه هم از محضر آیت الله وجدانی ، آیت الله ستوده قسمتی در درس خارج سه سال از محضر مقام معظم رهبری کسب فیض کردم و در دانشگاه هم از پرفسور رفیعی پور و اساتیددیگر استفاده ولی ما بچه های انقلاب ذهن و فکرمان این بود پس از جنگ در ادامه در حوزه سیاست و فرهنگ وارد خبرگزاری جمهوری اسلامی شدم که به عنوان مشاور فرهنگی خبرگزاری بودم و کم کم وارد با زیها ی سیاسی شدم ودر سال هفتاد و یک باایجاد فضا در شهر خودمان ودر دوراول با نیت شناخته شدن بود در نهایت رسید به سال هفتادو شش و دولت اصلاحات که پیشینه قبلی با رییس دولت و جناب موسوی لاری ودر مجمع روحانیون داشتم که از ما دعوت شد کمک کنیم البته مثل امروز اصلاح طلب و اصولگرا نبود و بیشتر چپ و راست یا روحانیون و روحانیت بودو مرز بندی ها خیلی روشن نبودوبا پیام حضرت امام ادامه پیدا کردوبعد از فوت حضرت امام مجمع افت داشت چون اکثرا ازبیت امام بودندوتا بیایند خود را بازسازی بنمایند آقای هاشمی رفسنجانی از بطن انقلاب که مورد تایید تقریبا هر دو طرف بود رییس جمهور شدندگرچه انتقاداتی هم از هر دو طیف به ایشان وارد بود ولی بچه های خط امامی انتقادشان پررنگ تر بودولی با ایشان همراه بودندو د رسال هفتادو شش حرکتی که اتفاق افتادو خط بندی ها پر رنگ تر شد و در دوم خرداد هفتاد و شش خود رییس دولت وقتی خدمت ایشان برای کمک رسیدیم خوشان تصور مان یک حرکت انفجاری نداشتند و مردم اینگونه استقبال کنند, ایشان وزیر ارشاد بودند و با اتفاقات ازگردونه سیاست دور شدند ولی در سال هفتادو شش آن حضور پررنگ شکل گرفت در آن سال ها کارگزاران شکل گرفت چون احزاب ما دولتی است ودر زمان اصلاحات مشارکت شکل گرفت و الان هم اعتدال که همه معطوف به قدرت هستندو معمولا ما احزاب قدرتمندی نداشته ایم چون ما داریم مشق دموکراسی می کنیم. لازم است بگویم کما اینکه اگر قرار باشد جمهوری اسلامی مد نظر حضرت امام را داشته باشیم و اگر جمهوریت راداشته باشیم راهی بجز احزاب قوی نداریم ودرانتخابات ریاست جمهوری نود دو من اعتقادم بر اینست که اگر اصلاح طلبان نبود آقای روحانی نمی توانست رای بیاوردواز خود گذشتگی اقای دکتر عارف موثر بود. ورود من به انتخابات و کار سیاسی از اینجا بود وخودم این را فرصتی برای خدمت می دانم چون سیاست انسان را خیلی آلوده می کندو سعی کرده ام خیلی حمایتم چشم بسته نباشد و اگر درمجموعه ای مشکلی بوده تذکر داده ایم و آنجاکه لازم بوده حمایت کرده ایم وبعبارتی محو در حب الشئ نشده ایم که در اصلاح طلبی کور وکر نشوم در هر حال من منتصب به اصلاح طلبانم ولی سعی کرده ام اصلاح طلبی منصف باشم و پای اهداف امام ازخیلی اصولگرا ها اصولگراتربوده وامروز هم اصلاح طلبی هستیم که می دانیم اصولی در این کشور داریم وبرای ولایت فقیه و آنچه حضرت امام گفتند هم جان دادیم و هم تلاش کردیم ولذا امروز دنبال اهداف استقلال آزادی و جمهوری اسلامی و میثاق نامه ای ینام قانون اساسی هستیم و بعنوان اصلاح طلب همه این میثاق نامه را باید قبول داشته باشم نمی شود یومن ببض و یکفر و ببعض باشیم و اگر ما میخواهیم قواعد بازی را در دنیای سیاست داشته باشیم نمی تونیم بگوییم یک اصل مترقی بنام ولایت فقیه در قانون اساسی کنار بگذاریم نه ما باید در کنار ولایت قراربگیریم کما اینکه در کنار قوانینی که به نفع مردم هست ودر قانون اساسی آمده باید همه این میثاق نامه را بپذیریم وحفظ کنیم. - استقلال آزادی و جمهوری اسلامی من اعتقاد دارم ما اگر مردمی دارای استقلال فکری نداشته باشیم جمهوری اسلامی نخواهیم داشت وشاید در مسوولین باشد و شایدخوشبینانه بگوییم غفلت باشددر خیلی از مسوولیت ها آزادی لازم را نداریم و به جمهوری اسلامی مدنظر قانون اساسی نمی رسیم وبعبارتی در زمان بازسازی مردم فشار هایی را با نفت هشت دلاری تحمل کردندو بازشدن یا شکوفایی داشتیم که این در دولت اصلاحات اتفاق افتادو اصلاح طلبی با این عقبه و سختی ها و بسته بودن دوران آقای هاشمی که شاید مد نظر ایشان باز شدن بود ولی نشدواین باز شدن یکباره باعث عوارضی شدو انحرافات هم بودودشمن هم منتظر فرصت بود که اصلا شکی نداریم ومیخواهم بگویم ریشه این باز شدن وانحراف در نداشتن استقلال فکری ندادن کامل به جامعه و قوه افراد در استفاده از استقلال فکری بودوبقول جنابعالی وقتی در جامعه ای محو شوی مانند یک پیله بیرون را نمی بینی ودر جهان سوم وعدم تجربه یک حاکمیت دینی شاید طبیعی باشدولی اتهام زنی در جامعه اسلامی طبیعی شاید نباید باشدودر جامعه ما گاها خیلی طولانی می شودما امروز احزاب شکل یافته تری داریم ولی این عوارض همیشه ما را اذ یت کرده وخیلی جاها به همین نقطه که ماخدمت شماهستیم بستگی داشته یعنی شفاف سازی است و خیلی مسائل اگر در همان دوران اگر باز می شد به نقطه انحراف نمی کشید در بحث آقای احمدی نژاد هم همین اتفاق افتادو ما محو پیله اطرافیان شدیم و بدلیل برسمیت نشناختن استقلال فکری زیر مجموعه ها باز هم تکرار شدودر مورد دولت فعلی می خواهیم این اتفاق نیفتد واینبار نگذاریم پیله دید دولت را کور کندوامیدوار باشیم یک مسوول ضمن رعایت قانون درمجموعه خود مستقل است و می دانم این ایده آل فکر کردن است ولی حد اقل در مسیر شایسته سالاری حرکت کنیم و شخصا معتقدم دولت اصلاحات شایسته سالارترین دولت بوده و این دولت هم تا حدودی در این مسیر است در خدمت شما هستم ؟ - بحث حضور مردم و حرکت به سمت دوکراسی در کشور ما پیشینه تاریخی مفصلی داردما از زمان قاجار در حقیقت مجلس داریم واز آرای مردم بهرمند شدیم ولی متاسفانه آنها که مدیریت جامعه را بر عهده داشته اندعلاقه مند نبوده اند اون استقلال فکری را برای مردم به ارمغان بیاورندومن احساس می کنم از همان زمان هم بیشتر می خواستند بعنوان دکور از رای مردم استفاده کنند لذا شما می بینید در طول تاریخ علی رغم اینکه مردم آرا مخالف حاکمیت چه زمان قاجار یا پهلوی دادندن با آرا مردم برخورد شدهر زمان آرا واقعی مردم دولت شکل گرفت ما مجلسی را داشتیم که این مجلس قوی بوده و به تبع آن دولتی قوی هم داشتیم . حضرت امام در جریان انقلاب دنبال این بودند مردم را به صحنه بکشانندکلماتی که حضرت امام در مورد مردم دارد را شما نگاه کنیدمی بینید امام مردم را بعنوان یک زینت نگاه نمی کردنداتفاقی که بعضی با بی انصافی می گویند امام دنبال این بود مردم وتوده ها رابدنبال خودشان بکشانند ولی اعتقادی به مردم نداشتنددر حقیقت امام را متهم به خدعه می کنند ولی من اعتقادم این است که حضرت امام اعتقاد و اعتماد به مردم داشت و این اعتقاد و اعتماد همراه با ارزش به مردم باعث شد یک حکومت در حقیقت سلطنتی تبدیل به یک حکومت جمهوری اسلامی واین یعنی استقلال فکری دادن به مردم و هر زمانی که این باور وجود داشته ما می بینیم مردم آمده اندوپای انقلاب و نظام ایستاده اند گهگاه در طول انقلاب ما می بینیم به مردم کم توجهی شده و مردم بحساب نیامدندودرست میفرمایید در زمان آقای هاشمی فضای بسته باعث شده بود که اولا مردم با توجه به پایان جنگ به بازسازی زندگی خود بپردازندوتوجیه اینکه داریم بازسازی می کنیم بودونیاز به این بود که حرف ها یکی باشد. روزنامه ها روزنامه سلام،رسالت بودکه دو فکر جامعه در روزنامه سلام ورسالت نمایان می شدکه همین مقدار را هم نمی توانند تحمل کنندومی بینیم با هر دو روزنامه آن برخورد هاانجام می شود ودر سال هفتادو شش مردم به این باور رسیدند که این فضا باید شکسته شودودر حقیقت به دنیا گفتند ما هستیم و فضایی ایجاد می شودومنتخب با نزدیک به بیست میلیون نفر انتخاب می شود من در هر حال چون در سفرهای منتخب حاضر ودر خدمت ایشان بودم حتی روزهای اول برایشان ارتباط برقرارکردن بامردم سخت بود چون ایشان بعنوان فرهیخته ای بودند که با علم روز همراه بودندومردم به این باور رسیدندکه برای آنکه آن فضای هشت سال بازسازی بسمت فضایی برود که مردم در سال هفتادوشش می آیندوآن حماسه را می آفرینندکه مقام معظم رهبری ازآن حضور یاد کردندودولت اصلاحات روی کار آمد و جالب انکه برنامه ای برای وزرا نبود ولی عقلانیت شکل گرفت واز افرادی که در دولت آقای هاشمی بودنداستفاده شد ودولت اصلاحات قائده بازی و گردش واستفاده از تجارب را برهم نزدواز افرادی استفاده کردکه در مدیریت دولت های گذشته نقش داشتند. فرق دولت هفتادو شش و هشتادو چهار این بودکه از عقبه مدیریت کشور بهره مند شدوافرادی که در سطوح پایین تر بودندرا بالا آوردوخیلی از افرادی که وزیر شدند از استانداران و مسوولین سابق بودند که کار زیاد کرده بودند و تجاربشان به کابینه جدیدانتقال یافت ویک شبه مدیر نشدندما در دولت آقای احمدی نژاد متاسفانه داشتیم افرادی را که از بدنه کارشناسی وزیر شدندودر دولت اصلاحات کمترین تغییر را داشت و زمان دولت اصلاحات مردم به این باور رسیدندکه استقلال فکری اشان را باید بیشترپرورش دهند ودیدند به آنها بیشتر توجه می شودونمی خواهم بگویم در دولت اصلاحات همه اتفاقاتی که افتاده درست بوده نه اشتباهاتی هم بود ولی می توانم شهادت دهم دولت اصلاحات صادقانه و خالصانه بویژه از نظر مالی و یادم نمی رود که یکی دو تا از وزرا که آن زمان کار اقتصادی داشتند وقتی قرار شد که وزیر شوندشخص رییس جمهور اینها را دعوت کرد وگفت من می دانم شما کار اقتصادی می کنید وبین کار اقتصادی و وزارت یکی را باید انجام دهید. فضای رسانه ای در دولت اصلاحات شکل گرفت ومتاسفانه روندحرکتی خیلی سریع رشد کردواتفاقی که در کشور ما می افتد گه گاه یا از این طرف بام ویا از ان طرف بام می افتیم در زمان دولت سازندگی مردم در یک بی اطلاعی رسانه ای بودندکه یا از طریق روزنامه سلام یارسالت ویا رسانه ملی بودولی اینکه حجم زیادی از رسانه ها به یک باره انتشار یافت وگیشه ها پر شد از تنوع نشریات می دیدی وبمباران اطلاعاتی بود که کمک می کرد به مردم وخیلی ها نمی توانستند این را ببینندو استقلال فکری را که شما مدنظرتون هست را که اشاره فرمودیدبعضی ها نمی توانستند وباورشان این بود که مردم هنوز عقیم هستندو شاید دانستن آنها را برعلیه انقلاب کنداما این حرف وعمل اشتباه بودببینید هر زمان ما با مردم صادقانه مطالب را بیان کردیم مردم کنار ما ایستادندوکمک کردندوهرجاکه ما مردم را بحساب نیاوردیم دچار مشکل شدیم وخطاپیش آمدلذا استقلال فکری چیزی نیست که یک شبه بدست آیدومردم ما رشادت دارند وانسان های فرهیخته در میهن ما بسیارند ولی این که ما بخواهیم مشق دموکراسی ک