ساوه سلام - پایگاه خبری رسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

تعارض در خانواده

تعارضات همسران:تعارضات فرزندان و والدین / به قلم آذر ملکی کارشناس ارشد

تعارض در خانواده چکیده: سخن از زیباترین سرودهای هستی و آفرینش است، ترنم شکوهمند اطاعت خالق که برای گریز از تنهایی مخلوق، او را امر به همسرگزینی نمود تا در کنار او آرامش یابد. اداره زندگی مشترک و تدبیر نیکوی خانواده، همچون سایر امور نیازمند دانش کافی، دل آگاهی و بصیرت است. (شرفی، 1393، ص13) خانواده متعادل خانواده ای نیست که هیچ اختلاف نظر و چالشی در آن وجود ندارد؛ بلکه خانواده ای است که اعضای آن، با وجود تفاوتها، دشواریها، فرازو نشیبها و مشکلات، همواره درهای گفتگو را به روی هم باز نگه می دارند و با همدلی و صمیمیت، با اتخاذ شیوه های منطقی و تقویت روابط خود با چالشهای زندگی روبرو می شوند و در رشد و پیشرفت، یکدیگر را یاری می رسانند. مهر می ورزند و به هم احترام می گذارند و در دنیای مطلوب یکدیگر -یعنی جایی که افرادی که می خواهیم بیشتر با آنها باشیم- حضور و نقشی پررنگ دارند. تعارضات همسران: شخصیت های ازدواج ها متفاوت است. در برخی ازدواج ها، تفاوتها روابط را تقویت می کنند؛ اما بهترین ازدواجها آنهایی هستند که زنان و شوهران شخصیت های مشابهی دارند. به این معنی که دنیای مطلوبشان به هم نزدیک تر است. اگر در زندگی مشترک ناسازگاریهایی دارید، به پیشنهادهای زیر فکر کنید: وقتی رابطه ای دچار مشکل می شود و به خطر می افتد هر دو طرف باید تصمیم بگیرند که آیا میل دارند برای بهبود بخشیدن به آن کاری بکنند؟ هنگام بروز مشکل، از خود بپرسید اگر همین الان این حرف را بزنم یا این کار را بکنم، به هم نزدیکتر می شویم یا از هم دورتر؟ روش دایره حل مسائل: رفتارها کنترلی به هر رابطه ای لطمه می زند. اگر بخواهیم صمیمی باشید باید از کنترل و تغییر دادن دیگری بپرهیزید. به علایق و استقلال یکدیگر احترام بگذارید. مهم ترین نکته این است که در مورد اختلافات در اولین فرصت مذاکره کنید. برای مذاکره درست باید بر تفاوتهایتان تمرکز کنید و در مواردی که ناسازگارید از یکدیگر انتقاد نکنید. اگر از کنترل و فشار استفاده کنید اختلافات باقی می مانند. اگر در تغییر طرف مقابل کوشش کنید، همواره بحث و جدل خواهید داشت. یک راه مطلوب در حل مسائل ازدواج شروع به توافق در تصویر ازدواج در داخل دایره حل مسائل است. می توانیم آن را دایره ای تخیلی در کف اتاق فرض کنید و شما و همسرتان روبروی هم در آن بنشینید. سه عامل در این دایره حضور دارد: شما، همسرتان و خود ازدواج. نکته مهم این است: "ازدواج بر هر کدام از شما دو نفر برتری دارد." دلیل حضور شما در دایره حل مسائل، مجروح و زخمی شدن ازدواجتان است. این زخم کشنده نیست تا زمانی که یکی یا هر دوی شما از دایره خارج شود. زخم شدیدتر و مرگبارتر وقتی است که هر دو ناراضی از دایره بیرون بروید. پس در دایره بمانید تا به نتیجه ای برسید که برای ازدواجتان خوب است و هر کدام از شما نیز به توافقی مشارکتی رسیده باشید. به خاطر داشته باشید که هر یک از ما فقط می توانیم رفتار خود را کنترل کنیم از این رو باید فقط راجع به آنچه که مشتاق انجام آن هستید صحبت کنید نه آنچه که از دیگری انتظار دارید.»1 روش روزهای صمیمانه: کار دیگری که زن و شوهرها می توانند انجام دهند تمرینی است موسوم به "روزهای صمیمانه" که توسط ریچارد استوارت مطرح شده است و رفتارهای سازنده و احساسات مثبت را برمی انگیزد. برای انجام این تمرین، همسران باید فهرستی از 20 عمل مثبتی را که از همدیگر انتظار دارند، تهیه کنند. در نهیه این لیست قواعد زیر باید رعایت شود: 1-اعمال یا خواسته ها باید مثبت باشد. هر فرد از طرف مقابلش می خواهد که کارهای مورد علاقه او را انجام دهد. در عین حال، هیچ کدام از دو طرف نباید از طرف مقابل بخواهد که انجام کاری را که او دوست ندارد متوقف کند. 2-اعمال و خواسته ها باید مشخص باشد. به عنوان مثال به جای این که از همسرتان بخواهید بیشتر با عاطفه و مهربان باشد، به او بگویید: «روزی سه بار مرا در آغوش بگیر و ببوس.» یا «در شستن ظرفها به من کمک کن.» یا «هر شب از من بپرس روزم را چگونه گذرانده ام.» 3-اعمال و خواسته ها نباید شامل کارهایی باشند که همسرتان نسبت به آن حساس است یا مربوط به موضوعی باشد که به تازگی در مورد آن اختلاف داشته اید. 4-اعمال و خواسته ها باید شامل کارهای کوچکی باشند که بتوان هر روز انجام داد. وقتی این فهرست تهیه شد، همسران با هم قرارداد می بندند و موافقت می کنند که هر روز حداقل 5 مورد از رفتارهای فهرست شده را انجام دهند. هر دوی آنها باید گزارش روزانه ای تهیه کنند و در آن رفتارهای مثبت یکدیگر را ثبت کنند. این گزارش روزانه به آنها کمک می کند تا پیشرفتهای همدیگر را مورد بازنگری قرار داده و تلاشها و اقدامات یکدیگر را تقویت کنند. تعارضات فرزندان و والدین والدین اولین و مهم ترین پرورش دهندگان فرزندان هستند و بسیاری از رفتارها را از طریق تقلید از پدر و مادر می آموزند و تا پایان عمر به کار می بندند. به یاد داشته باشیم یکی از مهمترین مهارتهای هر فرد، توانایی برقراری ارتباط مناسب با دیگران است. ما می توانیم با رفتار خود شیوه های درست ارتباطات انسانی را به فرزندمان بیاموزیم. اگر کودک ما آرامش، گفتگوی اثربخش، انتقاد صحیح، بیان عقاید، احترام به دیگران، رعایت حقوق دیگران، آگاهی بر حقوق خود، خلاقیت در حل مسائل، تقدیس روابط خانوادگی، الویت دادن به خانواده، تعامل، مشورت، همکاری، همدلی، محبت ورزیدن و تعلق خاطر داشتن، تعهد و وفاداری را در رفتار والدین خود ببیند، می توان امیدوار بود او نیز زندگی سعادتمندانه ای خواهد داشت. اکنون پیشنهاد تئوری انتخاب را در حل تعارضات در روابط والدین و فرزندان بیان می کنیم: «فرزندان و والدین در دنیای مطلوب یکدیگر قرار دارند. وجود والدین در دنیای مطلوب فرزندان به این معناست که کودکان به والدین خود اعتماد دارند. اگر فرزندی نخواهد به والدینش اعتماد کند پدر و مادر عضوی غیرفعال در دنیای مطلوب او می شوند و برای کسب اعتماد مجدد باید با او وقت صرف کنند و به حرفهای او گوش دهند. فقط بودن در دنیای مطلوب کافی نیست، میزان قوت حضور شما در آنم است که در انتخاب های شخصی شان مؤثر است. قسمت عمده ناشادی خانواده ها ناشی از کوشش والدین در وادار ساختن فرزندان به کاری است که مایل به انجام آن نیستند، حتی اگر نیتشان خیر باشد. تعداد کمی از افراد آماده پذیرش این موضوع اند که کوشش های ما کنترل نمودن است و کنترل عامل تخریب ارتباط ما با فرزندان است. در واقع این اصل اساسی، در تمامی روابط صدق می کند:"هیچ کاری که سبب دوری شما از دیگران می شود انجام ندهید." اصل مطلب تئوری انتخاب در پرورش کودک این است: 1-اگر بخواهید که فرزندتان در طول رشد، شاد، موفق و نزدیک به شما باشد، کاری نکنید که موجب افزایش فاصله تان با آنها شود. 2-محبت بسیار و عدم تنبیه. اگر کودک دچار مشکل است، پیشنهاد ما با حداقل دادوفریاد، فرستادن به اتاق خودش یا به صندلی آرامش است. این روش معمولا موثر است و به روابط صدمه ای نمی زند و وقتی این کار را می کنید، به آنها بگویید: پس از احساس آرامش بیرون بیا مایلم با هم درباره آنچه اتفاق افتاده صحبت کنیم اگر هم نخواستی درباره اش حرف بزنیم قبول است. وقتی بیرون آمد کاری کنید که شاد شود و بداند که دیگر مشکلی وجودن ندارد و قهری هم در کار نیست. بهترین راه برای ابراز محبت این است که باب گفتگو همیشه باز باشد در این صورت فرصت اظهار نظر دارید و اگر موافق رفتارشان نیستید به راحتی آن را بیان می کنید. وقتی فرزندان شما حمایت شما در اموری را می خواهند که مورد موافقت شما نیست، کار مشکلتر می شود. در این موارد دایره حل مسایل والدین و فرزندان راه مناسبی است. در مورد موضوع گفتگو کنید و دلایل خود را برای هم بیان کنید. در حالی که نشان می دهید ارتباط تان از هر چیز دیگر مهمتر است، نظرات خود را شفاف بگویید و نظرات او را با دقت بشنوید. سعی کنید به راه حلی برسید که برای هر دویتان مطلوب باشد. همواره به یاد داشته باشید آنچه را می توانید انجام دهید تا رابطه تان نزدیک بماند. رابطه همیشه بر حق داشتن ارجحیت دارد. وقتی با کودک سروکار دارید، توصیه کردن بهتر از دستور صادر کردن است. اگر توصیه می کنید دچار تکرار نشوید و غرولند نکنید. هرگز فرزندتان را طرد نکنید. کودکتان را در انجام مسایل جزئی کمک نکنید یا نکوشید که او کارها را – وقتی چندان هم اهمیت ندارند- به شیوه شما انجام دهند. به این ترتیب آنها از تجربه-که از بزرگترین معلمان جهان است- می آموزند. هم چنین خواهند دانست که شما بیش از حد بر عقیده خود سخت گیری بی جا نمی کنید. البته در مواردی که برای شما مهم است، قاطع باشید تا بداند اعتراض سودی نخواهد داشت. توجه داشته باشید که فرزندان شما -چه خردسال چه نوجوان- نیازمند محبت بسیارند. منتظر دردسر نباشید و با حرف، خنده و ارتباط مطلوب با نوجوانتان آن را پیش بینی کنید. تمام این کارها نوعی حساب پس انداز برای هنگامه مشکلات سخت است.»1 در کتاب قدرت والدین می خوانیم: رشد رفتار خوب در فرزندان نیازمند وقت، پایداری و تمجید است. اگر فرزند شما چندین مشکل رفتاری دارد، انتظار نداشته باشید همه آنها را در یک زمان تغییر دهید. در آغاز، دو یا سه رفتار را برای بهتر نمودن هدف قرار دهید انتظارات مثبتی به وجود آورید، بر رفتاری که می خواهید تمرکز کنید نه رفتاری که باید طرد شود. اهدافی برای رفتار تعیین کنید که فرزندتان بتواند به آنها دست یابد. سپس نوع رفتار مورد درخواست خود را توضیح دهید. راهبردها، ملاکها و پی آمدهای هر رفتار می باید قبل از بروز بدرفتاری با فرزندتان بحث شده باشد. این کار را در یک لحظه بحرانی انجام ندهید. یک برنامه خوب شامل گفتن این نکات به فرزندتان است: *چه رفتاری از او انتظار دارید؟ *چرا لازم است رفتارش را عوض کند؟ *پی آمدها و پاداشهای تغییر رفتار چه خواهد بود؟ *رفتار او چگونه کنترل خواهد شد؟ نگرش منفی از جانب شما می تواند هر برنامه ای را خراب کند. از این کارها اجتناب کنید: سوال کردن ........................................................................ چرا آن کار را می کنی؟ بیانات بی حاصل................................................................دوباره داری آن کار را می کنی؟ پیگیری دائمی.......................................................آن کار را دوباره نکن. سرکوفت.........................................هیچ وقت نمی توانی درست آن کار را بکنی. تهدیدهای توخالی.....................................................اگر یک بار دیگر آن کار را بکنی، من ...... خواهم کرد. تنبیه غیرمجاز......................................آن کار را بکن و من واقعا حقت را کف دستت می گذارم. کنایه زدن.......................................................تو به آن اتاق می گویی تمیز؟! غالبا یک راهبرد، به خاطر برقراری ضعیف ارتباط یا اعمال نشدن مداوم، شکست می خورد. اگر راهبردی کارآمد نیست، ممکن است استفاده از آن اشتباه باشد، آن را تغییر دهید. بگذارید فرزندتان بداند که او را دوست دارید، به خاطر داشته باشید این رفتار است که غیرقابل پذیرش است نه فرزند شما. زمانی که یک راهبرد تعیین و مقرر شد، نباید بر حسب شرایط در پی آمدهای آن تخفیفی قائل شد یا آن را تغییر داد. پایداری کلید اصلی است. باید بلافاصله بعد از وقوع بدرفتاری، پی آمدهای آن را به کار بست. به بهانه مناسب نبودن زمان برای اعمال پی آمدها، از بدرفتاری چشم پوشی نکنید. با دادن مسئولیت مناسب به حسن رفتار فرزندتان کمک کنید. این مسئولیت ها باید ارزشمند و ضروری باشند. کار مدرسه باید همیشه بر همه مسئولیتها مقدم باشد. تکالیفی تعیین نکنید که خودتان از آنها بیزارید یا موجب تحقیر فرزندتان شود. منابع: شرفی محمدرضا، 1393، خانواده متعادل، تهران، انتشارات انجمن اولیا و مربیان. گلاسر ویلیام، 1396، تئوری انتخاب، رحمانیان نورالدین، تهران، انتشارات آشیان. فرگوسن شری و مازین لارنس ای، 1396، قدرت والدین، ن. پارسا، تهران، انتشارات انجمن اولیا و مربیان. آذر ملکی.

بازگشت به صفحه اصلی